|
همایش علمی پژوهشی دینور شناسی
عرفان و عارفان دینور
با استعانت از خداوند متعال و به منظور تقویت هویت ملی و دینی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان صحنه همایش استانی دینور شناسی را برگزار می نماید. بدینوسیله از عموم اندیشمندان و علاقمندان و پژوهشگران دعوت به عمل می آید مقالات خود را به دبیرخانه همایش واقع در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان صحنه ارسال نمایند.
محور مقالات : تاملی در ابعاد جامعه شناسی و جغرافیای عرفانی منطقه دینور دیرینه شناسی عرفان و تصوف و بررسی ریشه های تاریخی پیدایش عرفان و تصوف در منطقه دینور بررسی روابط فردی و مکتبی عرفای دینور در مکتب کرمانشاهان با عرفای مکتب بغداد و خراسان تبیین محوریت و قطبیت عرفای منطقه دینور در مکتب عرفانی کرمانشاهان بررسی نقش عرفای منطقه دینور در تکوین و تطور و تحول مکاتب و مشارب عرفانی تحلیل تاریخی و تاریخ تحلیلی زندگی عرفای منطقه دینور تبیین ویژگی های عرفانی مکتب کرمانشاه بر مبنای سیره ی فردی و مکتبی عرفای منطقه ی دینور تحلیل تعامل عرفای منطقه با علمای منطقه کرمانشاهان و سایر نواحی ایران و جهان بررسی جایگاه عرفان شاعرانه و شعر عارفانه در منطقه دینور از گذشته تا حال تحلیل مبانی نظری و عملی شریعت از منظر عرفای بزرگ دینور نقش معتقدات عرفانی و سیره عرفای منطقه دینور در مسائل اجتماعی، سیاسی و دینی منطقه دینور بازیافت و معرفی آثار خطی عرفای دینور در مبانی عرفان عملی و نظری
مهلت ارسال : 24/8/88 برگزاری همایش : 18/8/88
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 22:3  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
خدایا ! من به سوی تو فرار کرده ام ! اونقدر مشکلاتم زیاد شـده بود که دل و دمـاغ هیـچ کاری رو نداشتم ؛ رفتم توی اتاق ، یه گوشه ای به پُشتی تکیه دادم .
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 16:7  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
این یعنی عزیز من !
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 16:49  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است....
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 4:55  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
السلام علیک یا بقیه الله...
با سلام و تبریک میلاد امام صالحان حضرت صاحب الزمان از شما عزیزان دعوت به عمل می آید در مراسم جشنی به همین مناسب قدم بر دیدگان ما گزارید میعاد: ساعت ۱۸ بعد از ظهر پنج شنبه ۱۵ مرداد هشتادو هشت مکان: مجتمع امام حسن مجتبی (ع) (چهار باغ)
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:0  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
از: طرف خدا به: شما تاريخ : امروز نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت14:31 توسط http://masoudreza.blogfa
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:50  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:41  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
با همه لحن خوش آوائی ام
در به در کوچه تنهائی ام ای دو ـ سه تا کوچه ز ما دور تر نغمه تو از همه پرشور تر کاش که این فاصله را کم کنی مهنت این غافله را کم کنی کاش که همسایه ما می شدی مایه آسایه ما می شدی هر که به دیدار تو نائل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ما را عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه جان من است نامه تو خط امان من است ای نگهت خواستگه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مددکار ما کی و کجا وعده دیدار ما....؟؟؟؟ مرحوم آقاسی
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:40  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
یا مولا ! تا کجای عمر باید هر شب در انتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق ٬ رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته ! نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلی می نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به یغما می برد . بلندای پرواز خورشید را که می بینم این سوال در ذهنم می روید ٬ که آشیانه خورشید کجاست؟ کبوتران سپیدبال که نشانه های آرامش آسمانند ٬ شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش می نهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دل کوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟ در کدامین بستر مهربانی ٬ دل پر خروشش به آرامش می نشیند؟ یک روز با خورشید همسفر شدم . دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند . خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است . اما آشیانه خورشید را یافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است . اگر روزنه ای در دل تو بگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هر خورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند. آری ! می شناسمت ٬ سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام و چون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را می شناسم.....
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:39  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
هر چه که بناميمش او خواهد آمد با دستانی پر از نور با چشماني پر از اميد از هم اکنون به انتظار خواهيم نشست...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 23:6  توسط اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان صحنه
|
|